
فقط میخوام بگم یکی بود یکی نبود، اه وادار نکنید که معنی کنم یکی بود یکی نبود سرچه قصه ای یکسره میگم یکی بود یکی نبود ، توی استان ما فقط یک استاندار بومی بود و دیگر هيچکس نبود
میان اینهمه آدم میشه گفت یکی بود استاندار یکی نبود استاندار(منظور تعداد استانداران بومی استان)
از اول تیر ماه سال جاری با عنایت و تدابیر ویژه استاندار محترم ساعت کاری تغییر کرده است .که باید (باید جمله تاکیدی وقابل اجرا از روی اجبار و ترس است )کارمندان محترم ادارت مرکز استان از ساعت6:30 تا ساعت 13:30 در محل کار خود حاضر شوند این بخشنامه دارای چندین معایب است كه میخوام چند نکته وسئوال از استاندار استان بپرسم.
قبل از اینکه سئوال کنم دوستانی که در ادارت خصوصی برای بنده کار سراغ دارند بنده دارم بیکارم میشم!!!
1-استاندارمحترم ایا جنابعالی شخصا راس ساعت 6:30 در محل کار خود حاضر می شوید؟(برنامه کاری شما در این مدت دیدنی است).
2-جناب آقای محموزاده آیا خبر دارید که نانوایی ها راس چه ساعتی صبح شروع به پخت میکنند؟یاروزانه برای شما نان می آورند ! تا حالا توی صف نان ایستاده اید آیا فرزندانتان در صف نانوایی بوده اند که بدانند بعد از گذشت چند دقیقه صف ایستادن نان می توانند بگیرند؟ از اوضاع شیر استان چه خبر صداشو در بیارم یا نه !آقاجان صف شیر شلوغ تر از نان است شیر که پروتئین داره وسفارش بخوردنش شدیم اصلا میدانی چه خبره !نکنه نان وشیر را برات میگیرن هیچ خبر از مردم استان نداری این نیست سیاست دولت نهم ودهم احمدی نژاد صدای ما را میشنوی!
3-جناب آقای مهندس! بنده وامثال بنده نه پول داریم بریم ماشین بخریم نه هر روز یک مدل ماشین میاد دنبالمون آیا شما فکر کرده اید كه کارمند بعد از اینکه نان گرفت باید صبحانه(نان وپنیر) را در راهی که می دود بخورد و وقتی به اداره رسید چای بخورد . آخه مرد مومن!همه ادارت که سرویس ایاب وذهاب ندارند .الان فصل تابستان است یعنی مدارس تعطیل میباشد وقتی مدرسه تعطیل باشه عزیزان ما در شغل تاکسیرانی برای انتقال زیاد عجله ندارن پس صبح را یک مقدار بیشتر در منزل می مانند و ما جماعت کارمند باید مسیر را تا اداره پیاده حال کنیم فکر اینو کرده بودی؟!!
4-مدیر اجرایی استان! اذان مغرب حدودا ساعت 20:30 گفته می شود تا به مسجد برویم نماز بخوانیم ،در پایگاه بسیج حضور بعمل آوریم،به بازدید خانواده شهداءبرویم،در مراسمات رجب وشعبان به هیئت برویم حدودا ساعت چند میشه به نظر بنده 20:30 اذان مغرب نیم ساعت نماز دیگر تعقیبات آن مابقی مسائل هم یک ساعت با تخفیف ساعت میشه 22:00 خونه بریم شام بخوریم اخبار 22:30را گوش کنیم اگه تحلیل خبری خوب بود نگاه کنیم ساعت میشه 23:30 تابریم بخوابیم ساعت 00:00 میشه .البته چای تاسف است که اعل تهجد ونماز شب نیستیم اگه بودیم چی میشد.حالا اذان صبح برای نماز بیدار شیدم نماز خوندن سر صبح ما کلا یک ربع ساعت طول میکشه .ساعت میشه 3:45 . آیا خبر دارید که اصولا باید بین ۷ تا ۸ ساعت در شبانه روز و در شب باشد تا نیاز بدن به خواب کاملا بر طرف شده و انرژی بدن بازیابی شود. خواب درست و اصولی میتواند آنچنان انسان را شارژ روحی و جسمی نماید که بهترین تصمیمات و ایدهها را منجر شود.
5-شما نقش دیگری در منزل دارید عنوان یک همسر ویک پدر!اگر در یکی از شبهای هفته برای شما مهمان بیاید ودر شب دیگر شما را دعوت کنند به مهمانی شما چه میکنید؟اصولا شام را ساعت 22:00 میارند تا موتور 6سیلندر بخواد کار کنه حدودا نیم ساعت طول میکشه بعد از غذا طبق عادت چای و شیرینی و بعدش میوه و یک مقداری هم صحبت از زمین وآسمان کار با غیبت وتهمت ومابقی این حرفها ندارم ان شا الله ما مسلمانا از این اخلاق به دور باشیم .حتما ساعت 23:00 که شد میگین من باید برم آخه صبح زود باید برم اداره از اونطرف خانومتون چپ نگاه میکنه ،بچه ها که دارن با کامپیوتر بازی میکنن داد میزنن با الان که تابستان فردا کلاس ندارم مشقم ندارم یکم بیشتر بمونیم .اگه حرف ما مدها بشه بلند بشیم خانومها توی خونه پوست از سرمون میکنن.اگه حرف خودمون باشه دیکتاتور کیست ؟ ما یا صدام
6-کدام ارباب رجوع ساعت 6:30 میاد دنبال کارهاش ماکه کار مندیم تا ساعت 8 یک چشم ما باز یک چشم ما بسته همانند نهنگ می خوابیم.
7- کارمنداهای خیلی جاها را میشناسن که وارد اداره که میشن اول کولر را روشن میکنن بعد بسم الله میگن.
8-در سایت استانداری توی بوق وکرتنا کردن دیدار چهره به چهره استاندار با مردم بهتر است دوباره در سایت بنویسید دیدار چهره با چهر با کارمندا در این مدت با چند کارمند در مورد مشکلات اداری ،زندگی و..صحبت کردید البته هر وقت خواستید بروید با مدیر کمیته امداد ،بنیادشهید،غفاری وسپری نرید با چندتا روانشناس ورئیس بانک و...برین این کار جواب میده البته تعداد محافظهاتونم بیشترکنید احتمال حمله به شما را می دهم البته مقصر شما نیستید اون دسته از آدمهای مقصرند که به شما مشاوره میدن استاندار ساعت خواب ما را برگردان!
به نام خدا
روز جمعه كه بيكار در خانه نشسته بودم پيامكي از طرف يكي از دوستان آمد و مرا دعوت كرد كه با هم گشتي در شهر بزنيم، رفتم.
وقتی كه ديدمش حس كردم غمگین است و حرفهایی دارد برای گفتن. شروع كردم از در وديوار گفتن، از بلبل روی درخت موز گفتن، از آهوي كنار دريا گفتن، از قورباغه توي دل گفتن، تا اين جمله دل را گفتم ديدم با اینکه سعی کرد خودش را کنترل کند خندید و گفت بسوزه پدر عاشقي! یک جمله تأکیدی غمگین ِ هیجانی ِ تکراری! یعنی انگار از 1/1/1 این جمله دارد مثل دود قلیان از دل عاشقان به سمت آسمان میرود و به سقف نرسیده نابود میشود.
با بغض ماجرایی را برايم تعريف كرد و گفت كه چه كارهايی نكرده که بشود ولی نشد! من هم جز خنده تلخ کار دیگری بلد نبودم. تصميم گرفتم خلاصه آن همه حرف را با برداشتی دیگرگونه بنويسم؛

ادامه مطلب
در كوچه هاي شهر ما سياست رنگ تازه پيدا كرده، دركوچه شهر ما حرفها رنگ پول ومقام پيدا كرده، حاجي جبهه رفته تيپ تازه پيدا كرده، فرمانده گردان ما با ماشين پژو پارس حرف تازه ميزنه، آدم جبهه رفته حرف دروغ مي زنه،نماياننده ما تازگي ها به خاطرفشار حزب الله حرف از شهيد وشهادت،ايثارو رهبرو... ميزنه!؟ اينها همه به خاطر اينه كه حزب الله دوباره جان تازه گرفته
درشهرما كساني كه رنگ عوض نكردند ، ماكسيما وپژو پارس خريدن حرف قديما ميزنن خيلي كمه به والله
كساني كه رنگ شون با رنگ دنيا فرق داره
در تپه شهر ما خانه دارند هشت نفر
هشت نفر از هم خط ها
هشت نفرازعاشقا
هشت نفر از كساني كه حرف روح الله شنيدن عمل به اون كردن
اين هشت نفر كسي نيستند جزء شهيدان گمنام
هنوز با ديدن مزار پاكشان كه بوسه گاه ملائك خداست دلها آرام مي گيره.
هنگامي كه ميخواهي همانند ملائك بر تربت پاكشان بوسه زني
آرام بهت ميگن كه، بوي تعفن ميده اين شهر پول پرستا
مردم اين شهر همه دنبال مُدْ مي گردن
مردم اين سرزمين دنبال تيپ لباس با ماشينهای آنچنانی!
ولي زمان ما تيپ لباس خاكي بود شلوارهاي شش جيب با ماشينهاي گِلي جبهه ها بود
تمام مردم اسير مال دنيا شدن،انگار نه انگار كه يه روز ميرن به پيش الله تا كه جواب بدن اعمال اين دنيا
مردم شهر شما حرف امام شنيدن ولي عمل به آن را هيچ وقت نمي كردن
از دارالمومنين گرگان فقط مانده يه چند تا مُلا
ميزها همه دنيا نيست چند قدم آن طرف تر كربلاي ايران است شلمچه و فكه ،هويزه و دوكوهه
ما شهيدان مانديم كه چرا رفيق هامون اشك تمساح ميريزن براي آدم دزد و منافق آدمي كه با ما به اسم حاجي رفيق شده تو جبهه ولي الان خنجر زده به دين و حرف روح الله ماخدا اونو بفرسته پيش ماها با دسته بيل ميگيريم خبرش را.منظور(تقي-ا)

