تبليغاتX
راه ِ رادمردان - حكايت حاكم و زبان
حكايت حاكم و زبان جمعه بیست و سوم مرداد 1388 22:31
وزى حاكمى به وزيرش گفت: امروز بگو بهترين قسمت گوسفند را برايم كباب كنند و بياورند. وزير دستور داد، خوراك زبان آوردند. چند روز بعد حاكم به وزير گفت: امروز مى‏خواهم بدترين قسمت گوسفند را برايم بياورى و وزير دستور داد باز هم خوراك زبان آوردند. حاكم با تعجب گفت: يك روز از تو بهترين را خواستم و يك روز بدترين، هر دو روز را زبان برايم آوردى، چرا؟ وزير گفت:
« قربان، بهترين دوست براى انسان زبان اوست و بدترين دشمن نيز باز هم زبان اوست! »
نوشته شده توسط رضا انتصاری  | لینک ثابت |